آراد و آقا بزرگ
پسر گلم که بعد یه مدت طولانی دوباره بابابزرگت رو دیدی و شما 6 ماهت بود بابا بزرگ کلی باهات بازی کرد و شما هم کلی شیرین کاری نشونش میدادی ...
نویسنده :
مامان الی
22:27
عروسک من آراد
اینم یه عکس از سری عکسهایی که به زور واسه کارت دعوت تولدت گرفتیم چون شما عادت نداری سر جات بند شی ...
نویسنده :
مامان الی
21:01
آراد بیرون از بیمارستان
آراد جونم خاله صبا یه عمل زیبایی کوچولو داشت ما هم رفتیم عیادتش کلینیک بنت الهدی اما شما رو چون کوچولو بودی نذاشتن بری عیادت به ناچار آوردمت با خاله الهه بیرون از بیمارستان چون هواش آلوده بود و برات خوب نبود اینم یه عکس از اون روز ...
نویسنده :
مامان الی
16:02
دومین مسافرت آراد
نوروز سال 1392 آراد راهی دومین مسافرت زندگیش شد البته اول به اصفهان رفته بود خونه خالش اما ما عکسی از اون موقع نداریم اینم یه عکس یادگاری با پسر خاله مامانش پارسا جون که تو ویلای خاله مژده گرفتن عکسای بعد رو اگه خدا بخاد موقع مرتب کردن وبش میزارم ...
نویسنده :
مامان الی
15:25










